كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
170
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
أُولئِكَ آن گروه كه منافق باشند و آن گروه كه بر كفر بميرند و حال آنكه أَعْتَدْنا لَهُمْ آماده ساختهايم براى ايشان در آخرت عَذاباً أَلِيماً عذابى دردناك كه تخفيف و انقطاع نداشته باشد آوردهاند رسم جاهليت چنان بود كه چون يكى وفات كردى و زوجه ازو باز ماندى پسر متوفى كه از زن ديگر بودى يا كسى از اقربا كه استحقاق ميراث داشتى بوقت مصيبت جامه بر سر آن زن انداختى و او را بدين عمل در تصرف خود آوردى پس اگر خواستى به همان كابين كه متوفى مقرر كرده بود او را بنكاح درآوردى و الا به شوهر دادى و مهر معجل او خود تصرف كردى يا او را از تزويج منع كرده محبوس مىداشتى تا هر ميراث كه از متوفى به دو رسيده بودى بدين كس گذاشتى يا به مردى و ميراث او اين كس ببردى و اگر آن زن قبل از القاى ثوب برد باهل خود پيوستى وارث زوج متوفى را برو دست نبودى و در اوّل اسلام همين قانون رعايت كردندى تا وقتى كه ابو قيس انصارى رض وفات كرد دو زنى كبشه نام ازو بازماند پسر او ابو قيس كه از زن ديگر بود كبشه را به تحت تصرف آورده با او معيشتى بطريق مضاره آغاز نهاد و غرضش آنكه هر چيز دارد به دو دهد كبشه صورت حال در حضرت رسالتپناه ص بموقف عرض رسانيد خواجه عالم ص فرمود كه به خانه بازگردد و پاى اضطرار در دامن اصطبار كش تا از حضرت عزّت چه فرمان رسد كبشه بازگرديد و بعضى ديگر از زنان مدينه كه بدان مبتلا بودند رو بدرگاه نبوّتپناه آوردند و گفتند يا رسول اللّه كلنا كهيئة كبشه ما همه بدستور كبشه جام زهرآلود اين بليت نوشيدهايم و لباس محنت طراز ازين قضيه پوشيده حق سبحانه از روى رافت اين آيت فرستاد يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه مؤمنان لا يَحِلُّ لَكُمْ روا نيست مر شما را أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ آنكه ميراث گيريد زنان را كَرْهاً از روى نابايست و كراهيت ايشان تقييد ميراث گرفتن به كره دلالت بران نمىكند كه بطوع و رغبت ايشان را ميراث توان گرفت به جهت آنكه تخصيص شىء بذكر ، دلالت بر نفى ما عدا نمىكند كقوله تعالى وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ چه قتل در وقت عدم خشية املاق هم جائز نيست وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ و منع مكنيد اين زنان را از تزويج و گفتهاند خطاب با مردانيست كه زنان خود را به تنگ آورده براى آنكه از سر مهر خود درگذرند ايشان را در خانه بازميداشتند حق سبحانه مىفرمايد كه زنان را محبوس مسازيد و بازمداريد لِتَذْهَبُوا براى آنكه ببريد بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ بعضى را از آنچه بديشان دادهايد از مهر إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ مگر آنكه بيايند بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ به عمل زشت روشن كرده شده بشهود عدول و حفص بكسر يا خوانده يعنى فاحشه روشنكننده حال ايشان را و فاحشه درين آيت نشوزست يعنى چون سرباز زند از صحبت مرد مرد را روا بود كه از وى خلع طلبد و گفتهاند فاحشه زناست و حد آن در جاهليت يا در بدايت اسلام استرداد صداق زانيه بود حالا اين حكم منسوخست وَ عاشِرُوهُنَّ و زندگانى كنيد با زنانى كه مرتكب فاحشه نه شدهاند بِالْمَعْرُوفِ به نيكوئى قول و فعل و نفقه و سكنى يا بياموزيد ايشان را احكام و آداب شريعت كه هيچ نيكوئى بهتر از آن نيست فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ پس اگر ايشان را نخواهيد صبر كنيد بر آن فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً پس شايد آنكه شما كاره باشيد چيزى را وَ يَجْعَلَ اللَّهُ و گرداند خدا و پديد آرد براى شما فِيهِ در آن چيز مكروه خَيْراً كَثِيراً نيكوئى فراوان يعنى ثواب عظيم بر تحمل مكاره